شنبه بیست و ششم دی 1383
سلام چمدون تازه وارد!
به نام تو که همواره بهترینی
بیا برای بودن
بیا برای دیدن
بیا برای ماندن
حریر دستهایت را به باد بسپار
سالهاست روحم از آن توست
آمدنت زیبایی را می نوازد
و باد نوازش دستهایت را به ارمغان می آورد
مهربان سخاوتمند
برای بودن، دیدن و ماندن
همان سلام
همان.
*****
سلامن عليكن و ياد پروردگار![]()
از اونجايي كه خودمم دقيق نمي دونم از كجا، شايد از اولين چهارراهي كه تو مسيرم بود، ياد گرفتم دنبال بهونه نگردم در نتيجه بي هيچ بهونه اي شروع مي كنم به نوشتن و اينكه تا كي مي نويسم رو نمي دونم هر چند دوست دارم نان سالهاي جواني تا هميشه گرم بمونه و جوون. اما خوب همه مي دونن كه هيچ چيز براي هميشه نيست. آهان رشته ي كلام از دستم در نره؛ داشتم مي گفتم كه براي شروع دنبال هيچ بهونه اي نگشتم و تنها چيزي كه هست اينكه از امروز شروع كردم البته خودتون دارين مي بينين كه شروع كردم به نوشتن پس بازم دليلي نداره كه بگم از امروز شروع كردم به نوشتن.
اينكه ممل كيه و چيه نيازي به توضيح نداره؛ چون اينو خودتون با خوندن نوشته هام متوجه مي شين پس دليلي نداره كه من بخوام توضيح واضحات بدم
. ديگه اينكه هر چيزي كه ممكنه به ذهن ممل برسه ممكنه اينجا هم نوشته بشه و چيزي كه بايد بگم اينه كه وقتي نان سالهاي جواني رو گاز ميزنين اصلا سعي نكنين به حس چشاييتون فشار بيارين كه ببينين از چي درست شده چون شايد بعضي وقتا مواد اوليه اي به كار بره كه هيچكي نمي شناسه و هيچيكي تا حالا نچشيده
.
بره اينكه نگين اين ممل نيومده شروع كرده به وراجي يه دو كلوم حرف حساب از رومن رولان براتون مي نويسمو و فعلا زحمتو اندكي كم مي كنم. تا پرورگار بخواهد كه نان سالهاي جواني خوش طعم باشد.
" در پايان روايت خود بيدار مي شوم. چه گفته ام؟ به آواز بلند خواب مي ديده ام... اي دوست، گمان مبر كه خواسته ام «ايماني» را به تو عرضه كنم! نگفته ام: «مي دانم»... من چه مي دانم؟ گفته ام: «من هستم... اينچنين هستم.» گذاشته ام كه غريزه سراشيبي آرزو را پيش بگيرد. امكان آن هست كه اين سراشيبي مرا تا دور جايي از خانه _از عقل_ برده باشد. ممكن است معشوق غير از آن باشد كه چشمان آرزو مي بيند. هر چه هست، من دوست داشته ام
... "
فقط یه چیز دیگه مونده که باید می گفتم و نزدیک بود نگفته بمونه و اونم اینه که نان سالهای جوانی دقیقا یک سال پیش در چنین روزی _ همزمان با روز تولد یه عزیز دل، که همین الان با تمام دل براش آرزوی بهترین ها رو دارم
_ متولد شد و حالا در اولین سالروز تولدش از پرشین بلاگ اومده به بلاگفا. هیچ چیز عوض نشده به جز چند حرف ساده تو آدرسش. ممل همون ممله، پر حرف و دیوونه، با یه چمدون پر از تک تک واژگان جنون آمیزش؛ برای همه ی عزیزایی که می شناختشون یا بعد از این سعادت آشناییشونو به دست میاره
.
خلاصه که من اینهمه حرف زدم که بگم تازه وارد نیستم. این همون سلامه
.
موفق باشین و خندوون.
به یاری پروردگار.![]()
![]()
![]()

